حیف از تو که ارباب وفا را نشناسی

روزنامه خبر جنوب - نگاه پنجشنبه - 4 دی ماه 93


 

بزرگترهای قدیم می گفتند: زمانی بیاید که چشم ها کله سر باشد

معنیش را متوجه نمی شدم، اما سال های بعد که با مشکلات زندگی برخورد کرده و طعم بی توجهی را چشیدم، دیدم که خیلی ها در بعضی مواقع اتفاقات و جریان ها و چیزهائی را که در اطرافشان می گذرد، نادیده می گیرند، دانستم که آن ضرب المثل کذائی درست است.

با توجه به مرور در کتاب های مربوط به شیراز شناسی به این نتیجه دست یافتم که این خطه از سرزمین ایران، بارها و بارها در فرصت های خاص دستخوش هجوم قبایل و تیره های مختلف اقوام حاشیه ای و همسایگان دور و نزدیک شده است، در این برهه از زمان حتی زبان و آداب و رسوم شیراز دستخوش ناآرامی، هم در گفتار و کردار اصیل این دیار گردیده و بعد از فرو نشستن طوفان هجرت های ناخواسته، به تدریج، به آرامشی ذاتی که جوهره ساختاری شیراز است برمی گردد و هنرمندان و بزرگانی مانند سعدی ها، ملا صدراها، سیبویه ها و حافظ ها ظهور می کنند و آب رفته دوباره به جوی بار شهرراز باز می گردد و دفتر معرفت شیراز ورق می خورد، شیرازی های اصیل از گوشه و کنار نمایان می شوند و دیگر بنا نیست که غم پراکندگی و کم رنگ شدن موقتی، هم نفسان سعدی و حافظ را بلرزانند.

خودمان بهتر می دانیم که همیشه هنرمندان و دانشمندان کنارگذاشته شده پا به عرصه وجود می گذارند و آن هائی که وارداتی بوده و شهروند چندین و چند ساله شیراز شده اند و دایه عزیز تر از مادر می شوند، بی آنکه به فرهنگ مردم این شهر آشنائی داشته باشند. میهمانان بی خبر از همه جا را تشویق می نمایند تا در مورد مردم شیراز حرف و حدیث بسازند و در ملاء عام هر چیزی را که شایسته این مردم نیست بر زبان آورده و لطیفه سرائی آنان را تائید نمایند.

کجای تاریخ این شهر نشان دهنده بی حرمتی به میهمانان یک شبه و تازه واردی که شاید برای اولین بار پا به شیراز می گذارندو مورد احترام واقع می شوند، بوده که باید تا این حد بی وفا باشند و هتک حرمت کنند، در مورد فرهنگ مردم شیراز در محافل عمومی، اظهار نظر نمایند، عشق دیدار مجددشان را به کینه تبدیل نموده و رغبت دیدارشان به بی مهری مبدل گردد؟ در صورتی که می آیند تا ترویج فرهنگ نمایند. این عزیزان بی خبر از آنکه درکجا میهمانند می خواهند که همه را با طنز بی جای خود بخندانند. باید بدانند که اکثر شهروندان این شهر دارای تحصیلات عالی بوده و آداب سخن گفتن را خوب می دانند و لطائف عامه را به خوبی می شناسند و اگر دارای آثاری هستند در سطح جهان دلپسند و مورد قبول اهل دل و دانش است ، بعضی از افراد نیز نمیدانند کجا زندگی می کنند. جالب اینجا است که این شهر گِل گیرائی دارد و لذت زندگی برای هر تازه واردی حظی وافر دارد. البته هستند کسانی که  احساس دلتنگی در قربت دارند و بعد از مدتی به دیار پدری خود برمی گردند و به قول معروف (باز گردد به اصل خود هرچیز) در موردشان صادق خواهد شد. سوال اینجا است! چه کسی می تواند روی شیراز برچسب بگذارد؟ زیرا هر که می ماند،  شیراز را دوست دارد و اینجا را پلی در جهت ترقی و معرفت یابی خود دانسته و ماندگار شده است. تاریخ ثابت کرده است. مگر می شود شهری که محل زندگی کوروش و پارسیان متمدن بوده و عظمت و اقتدار امپراتوری ایران در این جا و در این منطقه پا گرفته مأمن کسانی باشد که شیراز را درک نمی کنند و برایش دل نمی سوزانند و جملات ملال انگیز ناروا به این مرز پارسی بر زبان می رانند؟ تا آنجا که سیٌاحان و ایران گردان در کتاب ها نوشته اند هیچ تهمت ناروائی غیر از ارزش های هنری و فرهنگ دوستی، مهمان نوازی، نجابت و دینداری را نمی توان در باور شیراز شناسان مشاهده نمود؛ زیرا لهجه و آداب معاشرت در شیراز جایگاهی برای لفاظی و عیب گذاری بر قومیت پارسیان نمی گذارد و به هیچ لفظ کنایه دار و طنزآلودی بی وقارش نتوان کرد. اگر در شیراز سکنی گزیده اند یا از اقبال بلندشان بوده یا از بی راهی به این شهر پر رمزوراز پناه آورده و در صورتی که بعضی از آن ها مورد سوال واقع شوند، که محل تولدتان کجاست عارشان می آید که نام موطن اصلی خود را به زبان بیاورند و یکدهان می گویند شیراز! و سعی دارند شناسنامه خود را در شیراز صادر کنند. در حالی که اگر کمی با آنها صحبت کنی به قول شاعر شیرین گفتار دکتر بیژن سمندر متوجه می شوی، اهل کجا آباد هستند و فرهنگ قومی این شهر را نمی دانند. به خیالشان که محل جدید زندگیشان، جائیست تا جیلان زده و مردم را به قولی سرگرم بی کاره بودن خودشان کنند. چون کسی که کار مثبتی انجام می دهد فرصت پرت و پلا گوئی و هزل و قیح را در خود پیدا نمی کند تا بخواهد به خیالی، مردم این دیار را که مجموعه شیرازی شناخته شده اند و خودش نیز جزعی از شهروندان و ابواب جمعی این شهرشده است به باد انتقاد و لودگیش قرار دهد؟ این گونه افراد متجدد و بی سواد، باید بدانند کسانی که با معرفت در این شهر زندگی می کنند، نیز از حرکت های ساده لوحانه آن ها در انزجارند. که حتی اجازه جواب دادن به این محملات را به خود نمی دهند و به قول معروف به حساب (جواب ابلهان دادن خاموشی است)، بهترین واژه ای که برای این گونه افراد راه گم کرده و سرگردان می توان در نظر گرفت، را دنبال کرده اند. تاکنون هیچ آدم عاقلی به خودش جرات نداده که بتواند هتاکی در آورده و شهرعارفان و شعرا را مورد پرگوئی قرار دهد. البته در هر جامعه ای هستند کسان ناراحتی که دوست دارند خودشان را در پشت نقاب های آنچنانی مخفی کرده و با الفاظ سبک سم پاشی کنند و ترور فکری بوجود آورند و چیزی بگویند. اما باید بدانند که افرادی مانند خودشان پیدا می شوند تا مرحمی بر زخم عمیقشان باشند و خود گویی و خود خندی را با هم تجربه کنند. اما باید این پنبه را از گوششان بیرون کنند که اینجا شیراز است و این خطه مقدس را همه به عنوان قبله عشق و محبت و به قولی محل لوطی گری ها و گذشت ها و فرهنگ مردمی اصیل و مأمن پر رمز و راز خاندان عصمت و طهارت می شناسند و امامزادگان ما شیعیان تنها در این شهر به تعلیم و تعلم پرداخته و خواجوی کرمانی ها دانسته به این شهرآمده و تلمذ نموده اند.  غیر از این خواب دیده اند که  خیر است...

من بیش از نیم قرن افتخار شاگردی ارباب هنر را در موطنم شیراز یدک می کشم و خاک صحنه هنر را سورمه دیدگانم نموده و با اغلب هنر مندان و پیش کسوتان عرصه فرهنگ و هنر شهرمان شیراز آشنائی دارم. در کتاب های فراوانی که نامی از شیراز برده شده است، خوانده ام که در ادوار مختلف، شیراز به عنوان محل امنی برای دانش آموزی مهاجران بوده و افتخارشان زندگی در این شهر می باشد و در همین راستا شیرازی های اصیل میزبان و پذیرای مهربانی برای تازه واردها بوده و می باشند. باید با صدای بلند و اطمینان گفت: اینجا شیراز است. شیرازی که درجهت رشد و شکوفائی هنرمندان و دانشمندان بومی و مهاجر در زمینه اشاعه مذهب و هنرهفت گانه، سرآمد شهرهای ایران بوده و شخصیت هائی بلند مرتبه را نزج داده که  ذکر نامشان مثنوی را هفتاد من کاغذ لازم است و درعرصه های مذکور، نامی جاویدان درجهان دارند. تاریخ گذشتگان این واقعیت را بارها و بارها در یک کلام مستند، ثابت می کند که شیراز پایتخت فرهنگ و ادب و هنر ایران با نگرشی خاص خودش، سنگینی یک طرف کفه ترازوی ارزشیابی هنر در ایران را به اثبات رسانیده است. هیچ عقل سلیم و هنرمندانه ای نمی تواند منکراین واقعیت باشد و حقیقت یکدست بودن فرهنگش را کتمان کند. متاسفانه امروز توسط مقرضان و تازه رسیده ها با پیامک هر ایرادی را به فرهنگ این شهر نسبت می دهند در حالی که هیچ یک از اسناد بی معنی نمی توانند به ارزش های این شهر خدشه وارد نماید و سنت های اصیل این شهر را به بازی بگیرند. یا حداقل چرا به نام شیراز و شیرازی بودن خود می بالند؟ مثل این است که به روز روشن بگوئیم امروز شب است! در یک جمله کوتاه باید گفت که شیراز صاحب دارد. هنرمندان، دانشمندان، بزرگان فرهنگ، ادب و مذهب، اساتید و فرهیختگان دانشگاه، که همگی سرمایه و افتخارمان هستند می دانند و اجازه نخواهند داد که هر وصله وقیح و زشتی به کرامت و بزرگی روح این شهر پاک و مطهر آسیب رساند. محمدعلی پرواز - نقاش پرتره های پیشکسوتان و چهره های ماندگار شیراز

این مورد را ارزیابی کنید
(123 رای‌ها)

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |