یادی از استاد سید قاسم پوشگان

 

روزنامه خبر جنوب - 20 شهریور ماه 93

 


 

روزی جهت جویا شدن از حال یکی از هنرمندان به صنایع دستی واقع در کنار دارالسلم یعنی قبرستان سابق شیراز رفته بودم. وارد اطاقی شدم. خسته، چند دقیقه ای منتظر ماندم که قیافه یکی از استادان هنرمند آهنگر، نظرم را به خود جلب کرد. او برای یکی از دوستانش، از سابقه کاریش تعریف می کرد، از آنجا که من به دنبال چنین سوژه های ناب هستم؛ کنجکاو شده، تصمیم گرفتم که در خلوت خودم به دیدارش رفته با او گپی دوستانه داشته باشم و در صورتی که مجال باشد با او همسفر شده، چند دقیقه ای را به گذشته کاریش سفر کنیم. چند روز گذشت، با توجه به آدرسی که به دوستش می داد به محل کارش (درب منصوریه که یکی از قدیمی ترین محلات شیراز است)، به دیدارش شتافتم. می گفتند او سحر خیز است و هر روز برخلاف دیگر مغازه دارها زود به محل کارش حاضر می شود. او اهل خوش و بش با ساکنین محلی می باشد. راستش را بخواهید قیافه اش فراموشم شده بود. از خانه به قصد دیدارش با اتوبوس واحد راهی شدم بعد از مقداری راه پیمائی با نشانه هائی که آنروز به دوستش می داد، به دنبال آدرس کارگاهش می گشتم. ناگفته نماند همسرم که خود یکی از دوستداران حضور در این گونه بحث های خودمانی است، با من بود. همانطور که در کوچه به دنبال آدرس وی بودیم، ناگهان پیرمردی از کنارم گذشت و به من سلام کرد. بعد از چند ثانیه که از هم دور شدیم همسرم گفت "فلانی، فکر می کنم  این همان استادی است که به دنبالش می گردی". به پشت سر نگاه کردم درست حدث زده بود، او به مغازه اش نزدیک می شد. به طرفش رفته با او سلام و احوالپرسی کردیم. با اینکه ما را نمی شناخت به داخل مغازه اش دعوت شدیم. با آنکه کارگاه بسیار کوچکی بود ولی وسعت عشق یک هنرمند آنرا بسیار بزرگ نشان می داد. ما برروی صندلی های ارج کنار مغازه نشستیم و  خودش برروی جعبه ای که در گوشه مغازه قرار داشت جا خوش کرد. آن روز یکی از روزهای ماه مبارک رمضان بود و بهتر شد که بی دغدغه پذیرائی توانستم به اصل مطلب یعنی پرس و جو بپردازم.


استاد سید قاسم پوشگان فرزند سید کاظم آهنگر را می گویم. او گفت که من در سنه 1310 در همین محله منصوریه به دنیا آمده ام و از آنجا که رسم بود، حرفه پدر را دنبال کرده و در ده سالگی اولین کار هنری خود را با ساخت گهواره شروع نمودم. بعدها با مهارتی که در خود پیدا کردم به نزد استاد عبدالخالق آهنگر و سید لطیف یزدگردی و عباس کسبی به آموختن و یادگیری کارهای هنری در آهنگری پرداختم. او می گفت تقریبا 75 سال است که در این حرفه فعالیت دارم. خطوط هندسی را خوب می شناسم و ظرائف کار را در جفت و جور نمودن اشکال احساس می کنم. قیافه استاد نشانگر سال های زیادی رنج و زحمت بود. او گفت 7 سال از دوران جنگ تحمیلی را در جبهه گذرانیده  و در این مدت یکی از فرزندان خود را نیز به اسلام تقدیم کرده و پدر شهید سید ابراهیم پوشکان می باشد. استاد گفت اولین کار جدی من درب و پنجره های شکل دار اسلیمی بود که در خانه زینت الملک نصب شده است. او گفت که بهترین شاگرد دوران کاری من، پسرم سید کاظم می باشد.

به قول معروف:

فرزند هنر باش نه فرزند پدر                            فرزند هنر زنده کند نام پدر

استاد در ادامه گفت، یکی از ابتکارات مهمی که انجام داده ام، کار برروی  شیر وانی های باغ عفیف آباد هستند که در نوع کاری خود بی نظیر می باشند و در مقابل زلزله این سقف ها آسیب نخواهند دید. آلبومی از کارهای انجام شده این استاد تداعی خاطره هنرمندان شیرازی گردید که هر کدام از این هنرمندان با عشق بی نظیرشان، در این شهر پر رمز و راز یا جنت تراز ایران یعنی شیراز چه ها کرده اند. وی در ادامه اظهار داشت که در اماکن متبرکه مثل امامزاده جنب مسجد نصیر الملک و مساجد  شهر های استان فارس خاطره های هنری را به یادگار گذارده است که چشم هر بیننده را خیره می سازد.


ساعتی را در کارگاه کوچکش گفتیم و شنیدیم و از گذشته اش برایمان تعریف کرد. استاد می گفت هنوز هم می توانم از ابتکارات خود در ساخت و سازها به پسرم کمک کنم. طرح های بسیار زیادی را از گذشته نگهداری کرده ام، به همین خاطر نیز هرروز به محل کارم می آیم و دوست دارم پاسخگوی خوبی برای آماده سازی درب و پنجره های ابتکاری باشم.

استاد شعر سعدی شیراز را زمزمه می کرد که :

غرض نقشی است کز ما باز ماند                              که هستی را نمی بینم بقائی

مگر صاحبدلی روزی زرحمت                                  کند در حق درویشان دعائی

 

با او خداحافظی کرده و او با روی باز مارا مشایعت نمود. حیف است که این چنین افراد از ذهن ما بیرون رفته و از کنار کارهای هنری فراوانشان با بی تفاوتی بگذریم. یادمان باشد که قدراین هنرمندان پیشکسوت را بدانیم و از آن ها قبل از اینکه یاد کنیم در کنارشان باشیم و در مواقعی یار و همدم و هم سفر سال ها تجربه ایشان بوده و باورکنیم، همه هنرمندان گمنام با یادگار های به جامانده ازآثارشان زنده خواهند بود. محمدعلی پرواز؛ نقاش پرتره های پیشکسوتان و چهره های ماندگار شیراز

این مورد را ارزیابی کنید
(312 رای‌ها)

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |