استاد محمد علی شیوائی (کاکو)

روزنامه خبرجنوب -  31/6/84


حیف است که ارباب وفا را نشناسی

œاستاد محمد علی شیوائی (کاکو)

امروز ما دچار هرج و مرج فکری شده ایم آن قدر مسئولیت های گوناگون زندگی در اطرافمان وجود دارد که کمتر به اطراف خود توجه می کنیم و به معنویات می پردازیم و کمتر زمانی برای دستیابی به آرامش و به فکر فرو رفتن در جهت شناسائی افراد برایمان میسر می شود. به همین خاطر سعی می کنیم به خودمان و مشکلات عدیده خودمان فکر کنیم. در حالی که شاید صورتی از بادات یاد آوری اطرافیان مثل پدر و مادر و اقارب و در جهتی دوستان و از همه مهمتر هنرمندان و هم سلکان می باشد که باور کنید از واجبات است که به یاد آنها باشیم و به حال و روز آنها آگاهی پیدا کنیم. و نگذاریم ناشناخته از کنارمان رخت بربندند و از دنیا به دیار رفتگان رحلت نمایند و در نهایت اندوهی برایمان بماند.

 

استاد محمد علی شیوائی (کاکو)

 

بله این بار از استاد فرزانه ای سخن می رانم که سالهای پربار عمر خود را با قلم مو و رنگ و مداد طراحی گذرانیده و اکنون گرد مفارقت بر چهره اش نشسته و از تنگی نفس رنج می برد که این وضع رقت بار برای آدمهای عادی ، پذیرش دیدارش را سخت و غیر ممکن می کند.

با آن که من هم مانند بسیاری از آدم ها گرفتار مشکلات زندگی بوده، ولی این فرصت را نیز جزء مشکلات و برنامه های واجب زندگی خود محسوب کرده و در یک عصر غمگین با آن که هیچ آدرس دقیقی در دست نداشتم با عزمی راسخ به محل زندگی استاد محمد علی شیوائی (کاکو) رهسپار شدم.

از قدیم گفته اند آدم اگر بخواهد به قول شیرازی ها می تواند پُرسان پُرسان به هند برود با توجه به این که قبلا چند تن از دوستانی که با او اشنا بودند تماس گرفته بودم، متاسفانه حتی شماره تلفن منزل این استاد را نداشته، لذا با ناامیدی و دستی تهی به دیدارش رهسپار شده و با پرس و جو محل زندگیش را در شهرک دست خضر کوچه ابرقوئیها درب آخر، خانه ای محقر مشرف به صحرا در انتهای کوچه پیدانمودم. برایم قدری این وضع غیر منتظره بود. لذا درب کوچکی نظر مرا جلب کرد که در پشت آن چراغ کم نوری چهره اطاق محل سکونتش را روشن نموده بود. خانم میانسالی درب را برویم باز کرد. وارد اتاق محل زندگی استاد شده در حالیکه او در بستر محقری خوابیده و با اکسیژن کپسولی استنشاق می کرد.

من را که تاکنون ندیده بود به نزدیک رختخوابش دعوت کرد. او که بدنی نحیف داشت و قادر به حرکت نبود با من خوش و بش و احوالپرسی نمود. در کنارش نشسته و به حرفهایش گوش دادم و او از کودکی تا حال را به صورتی خسته بیان کرد و اظهار داشت: متولد سال 1313 در محله ده بزرگی که یکی از محلات دروازه اصفهان است چشم به جهان گشوده و دوران کودکی را با تحصیل و عشق به نقاشی گذرانیده و بعد از اخذ دیپلم در کنکور دانشکده هنرهای زیبا تهران در رشته نقاشی شرکت نموده و زیر نظر خانم شکوه ریاضی به عنوان شاگرد ممتاز مفتخر به اخذ لیسانس هنری گردیده و نهایتا نظر به این که جزء دانشجویان ممتاز بوده، به عنوان بورسیه تحصیلی به کشور فرانسه (پاریس) (بوزار) به ادامه تحصیل پرداختم. در همین ایام با نقاشان امپرسیونیسم و کوبیسم و نوپرداز فرانسوی آشناشده و آثارم را در فرانسه و ایتالیا و یونان به نمایش گذاشتم. ناگفته نماند که در همان شهر نیزازدواج کرده که حاصل آن پسر و دختری است که در همان جا نزد مادر ماندگار شده و در سال 1348 با روحیه هنری که در خود سراغ داشتم به ایران بازگشت نمودم.

 

 

 

لذا، با تعدادی از هنرمندان نقاش و مجسمه ساز مثل مرحوم پیل آرام، حسین زاده رودی که خود از نقاشان خوب مکتب سقاخانه بود، آنی بال الخاص که از هنرمندان و منتقدان هنری بود و همچنین مارکوگری گوریان که در تهران آشنا شده، اقدام به ایجاد نمایشگاه های جمعی در تعدادی از گالری های تهران نمود.

استاد معتقد است که باید در طراحی گستاخی به خرج داد وی بعد از انقلاب اسلامی به شیراز آمده و همسر دیگری را در سال 1360 اختیار نموده که حاصل عمرش در اینجا دو پسر می باشد. او کمتر از حال و وضع خودش می گفت. لذا باید هر سوالی را که بنا بود از استاد می پرسیدم اما چه حیف که او به سختی و بی میلی پاسخ می داد و خسته بود. او می گفت با سهراب سپهری دوست بوده و می گفت او هم ارادت خاصی نسبت به من و کارهای من نشان می داد. او سبک های مختلفی مثل رئالیسم، امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم و سورئالیسم را درک کرده است. می گفت کارهای مرا جهت برگزاری بزرگداشتم به تهران برده اند آخرین کارهای او متاثر از خطوط سرکش و ترکیب تابلوها و هماهنگی رنگ ها در سبک کوبیسم است و این شیوه را برای نمایش افکار و احساسات خود به کار برده است.

ساعتی را با او در خلوت او سپری نموده با بغض از کنارش بلند شده و از او خداحافظی کرده و اورا به حال خودش تنها گذاشتم.

به قول شاعر:

حاصل عمرم سه سخن بیش نیست            خام بدم، پخته شدم، سوختم

از خداوند متعال جهت سلامتی و عاقبت بخیری این استاد نستوه دعا می کنیم . امید ایت همه دوستداران هنر به جهت امیدواری ایشان به یادش باشند. و درصورت امکان از وی عیادت نمایند.

فرصت غنیمت است یاران دراین چمن              فردا چو برگ گل همه بر باد رفته ایم.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |