مقالات هنری:

ساخت جلدهاي تزئيني و نگارگري در نقاشي ايراني

روزنامه خبر جنوب - پنجشنبه 19 اسفند89

خصوصيات هنر ميراثهاي ارزنده درهنر

محمد علي پرواز نقاش چهره هاي ماندگار شيراز

 

ساخت جلدهاي تزئيني و نگارگري در نقاشي ايراني

برخلاف نقاشي سنتي که مي توان آنرا برروي بوم و درب و ديوار ترسيم نمود و از آن لذت برد و بصورت مانا در دوره هاي مختلف بنا بر توجه خاص از آن نگهداري کرد، مهمترين اصل در مينياتور و جلد سازي همانا بهره مندي از کاغذهاي خاص و نگارش برروي آن مي باشد. مصريان و هنرمندان چين باتمدن و فرهنگي غني و سابقه دار، اين نقش را برعهده داشته اند. زيرا بهترين نوع کاغذ از نظر آنها کاغذ پاپيروس بود که در ساخت آن از جمله مللي هستند که خدمتي بس شايان به هنر دنياي متمدن نموده اند. مسلمانان کاغذ را در زمان تسخير سمرقند شناختند و طرز تهيه آنرا از چينيان آموخته، سپس در غرب و شرق محل سکونتشان انتشار دادند. در حاليکه بايد توجه داشت که در زمان نزول قرآن کريم در زمان حضور پيغمبر اسلام آن آيات را بر روي پوست و استخوان شتر مي نوشتند. از قرن نهم ميلادي مقداري از نسخ خطي که برروي کاغذ نوشته شده بود کشف گرديد که مي توان به جرات دانست که صنعت کاغذ سازي تا آن زمان در اروپا شناخته نشده بود. اولين کارخانه کاغذ سازي توسط مسلمين در اروپا و سيسيل و اسپانيا و سپس در بقيه نقاط ايتاليا متجلي گرديد. زيرا قبل از اين متون بصورت سنگ نبشته نگهداري مي شد. در ادوار اسلامي توسعه فراوان علم و دانش و تحقيقات علمي و توسعه شعر و ادب و تفسير آيات قرآني همراه با توسعه روز افزون هنر و رواج دستگاههاي کاغذ سازي و ظهور هنرمندان خطاط در تهيه آنهمه کتاب و وفور مدارس علميه و تحقيقات پردامنه علم و فن جلد سازي، باعث گرديد تا هنر کاغذ سازي به شکل امروزي ساخته شود. بنا براين خطوط عربي و فارسي جاي خود را بصورت هنرمندانه اي بر روي کاغذ متجلي ساخته و تزئينات اوراق کتاب و سر فصل سازي و هنر جلد سازي و تذهيب رواج کامل يافت. همين امر باعث گرديد تا تزئين حواشي اوراق کتاب، در بوته و گل ها و اشکال هندسي بصورت انتزاعي و ظرافت خاصي با خطوط زر اندود بر روي صفحات کاغذ نقش بگيرند.

لذا در زمان حضور پررنگ علماي اسلام که همه ايراني بودند، با تسلطي که بزبان عرب داشتند، کم کم در زمان غزنويان با توجه به تعصب نژاديشان مخصوصا در زمان حضور شاعران حماسي ايران، نظير فردوسي طوسي به منظور تهيه شاهنامه و احياء فرهنگ و زبان فارسي، روش هنر در تهيه و تدوين کتابها ي خطي دگرگون گشت و بوسيله کاتباني که بهره مند از هنر خطوط نسخ بودند، برحسب شيوه و ذوق ذاتي خود حواشي اوراق کتاب ها را نوشته و تذهيب نمودندو بيشتر سطور کتاب ها را در لوحه ابر مانندي از خطوط رنگين قرار دادند و زمينه را با طرحهاي اسليمي تزئين نمودند. براي همين منظور جهت زيبائي صفحات سر لوحه آنها را در اشکال هندسي با رنگ هاي ظريف از طلاي تيزابي و تزئينات ديگري مي پوشانيدند. لذا به مرور زمان اين روش تکامل يافت و نقش هاي تزئيني بيشتري سطح صفحات را به خود اختصاص دادند. نقوش حوالي هر فصل نيز به همان شيوه آرايش گرديد. از اين جهت مشاهده مي شد که تزئينات صفحات کتاب ، شباهتي زياد به کاشي هاي لعابي گنبد ها و رواق ها و ايوان ها دارند.

در ادوار تيموريان فن جلد سازي براصل پذيرش سنتهاي هنري ايران گسترش به سزائي پيدا کرد و بيشتر فرامين و قباله هاي خاص با حاشيه هاي زراندود و اشکال تزئيني تهيه مي شد که خود کمک موثري به ترويج هنر تذهيب مي شد. لذا جلد سازي با ظرافتي تمام با نقشهاي حيوانات و گلهاي زيبا روز بروز چشمگير ترو زيبا تر تهيه مي شد. ما امروز مي توانيم پاره اي از اين آثار بجاي مانده را در موزه هاي مختلف مشاهده نمائيم. براي مثال آثار موجود در موزه هاي آرميتاز در مسکو و انگلستان و فرانسه جزء شاهکارهاي بديع و پر ارزش در آن موزه ها به حساب مي آيند. در اوائل قرن هشتم هجري، نقش طرنج روي جلد و در وسط صفحه جلد و يک چهارم آن در چهار گوشه جلد کتاب مي توانست زيبائي هنر تزئين را صد چندان سازد و بتدريج سطح دو بعدي جلد را به خود اختصاص مي داد و بر اين منوال تزئينات رايج گرديد.

در زمان صفويه سبک جديدي که بر اصالت هنر تزئيني و نقاشي استوار بود، تجلي يافت و به شيوه چيني رايج گرديد.در قرن نهم و دهم که روابط هنرمندان ايران و مهاجرت آنان به ترکيه و بغداد و ايتاليا کسترش يافت، تدريجا قلمدان سازي و مينيا تور، به عنوان هنر يک بعدي بر اساس نويني چون تصوير نگاري برابر صحنه هائي که از قهرمانان شاهنامه ايراني رايج شد، که براي هنرمندان ايراني لذت بخش به حساب مي آمد. لذا در ادوار امويه و بعد عباسيان، کاخ هاي خود را با همان سبک و سياق نگاره ها تزئين نمودند. ولي بر حسب مدارکي که وجود دارد، هنر تصوير سازي مينياتور ابتدا بوسيله متعصبين قشري مسلک مردود شناخته شد، ولي از جنبه هاي ديگر شاهکار هائي از مينياتور را که از جنبه علمي حائز اهميت بود، مانند کتاب هاي طب يونان که به عربي ترجمه شده بود مثل فيزيک و نجوم و آثار ادبي که همزمان با کتابهاي ديگر، تزئين مي شدند با تزئيني خاص رايج گرديد.

هنر يک بعدي مينياتور در عصر سلجوقيان شکوفا شد و در دربار عباسيان نيز در اواخر قرن ششم تا حدي متحول گرديد ولي با شروع مکتب بغدادي که شيوه اي از زندگي مردم عادي بود، ساير نوشته ها بهانه اي بدست مينياتوريست ها نميداد تا با آزادي بتوانند با الهام از ذوق خود چيزي را که بايد هنر اطلاق کرده و ارائه نمايد. لذا، تصاويري که با جزئيات طبيعي زينت مي يافت، نقاشي مي گرديد. گرچه هجوم مغول آنرا تا مدتي در بوته اجمال و فراموشي گذاشت، اما نفوذ هنر چين با امکانات بيشتري کتاب هاي تاريخي، مانند شاهنامه را که ياد آوري از نگارگري شاهان سلجوقي است احياء نمود. از اين جهت در قرن هشتم مينياتور ايراني در تبريز استقرار يافت که طرح مجموعه افسانه ها بگونه اي طبيعت گرايي در کمال ظرافت و جاندار، با منظره سازي زيبا اهميتي خاص بدست آوردو در عصر مملوک ها در مصر، سنتهاي مينياتور بغدادي تحت تاثير خاور دور بار ديگر تجديد و تکميل تر شد تا سرانجام در شيراز هنرمندان اين هنر اصالت خود را ارائه دادند و در رنگ آميزي و طراحي پايه هاي اين هنر را در مسير خاصي جلو بردند و فن منظره سازي تا حدي در اين هنر راه يافت. بعد از مرگ تيمور، شيوه خاص تيموريان را مي توان بدو مرحله تقسيم نمود. ابتدا، در هرات که با نقش مناظري در سبک خاص، جاي خود را کاملا باز کرد و از ظرافت چشم گيري اين مکتب بر خوردارگرديد. به همين منظور استاد عاليقدر بهزاد نابغه بزرگ مينياتور تجربيات قديمي را در هم ريخت و شيوه خاص را که مشتمل بر رنگ آميزي ظريف و خطوط نرم و با حالتي خاص و طبيعت گرائي چهره ها را چنان ارزشي داد که همواره از اصيل ترين هنر ملي ما محسوب مي شود.

در شيوه مينياتور و رواج عامل اصلي آنرا بايد پرهيز از ساختن اشيائي که تجاوز به امتياز ويژه خالق است، هيچگاه نتوانست غريزه و ذوق و استعداد ايراني را پايمال نمايد.

پيدايش مينياتور در ايران

پيدايش و بنيان هنر مينياتورايران از چين است. سفر و دعوت دو نقاش اروپائي به چين از طرف خاقان چين براي تزئين کاخ با رعايت مناظر سبب اختلاف شد و چينيان هدف از نقاشي را واقعيت نميدانستند بلکه معتقد بودند که نقاشي القائي است که افکار را برساند و لذت روحي و فکري را در بيننده بوجود آورد. لذا مرکب را که از ابداعات آنان نظير کاغذ بود مورد استفاده قرار مي دادند و معتقد بودند که نقاشي نموداري از حرکان موزون و خط صورت ظاعري اشياء نيست بلکه ايجاد رموز کيفيات روحي بشر است. و سواي ديد و احساس نقاش، دقت ظرافت خطوط اهميت دارد و تنها مهارت هنر مند مورد نظر است. از اين جهت نگار گران چيني از رئاليسم دوري مي کردند و به توضيح و تشريح امور و اشياء کاري نداشتند بلکه تفهيم هنر را در بيننده موثر مي دانستند. معتقد بودند که کشف حقيقت مربوط به است. شکل ها بايد مفهوم را برسانند و نقاش مجبور نيست خود را در معرض مردم قرار دهد. و آنچه از مردم در هنر ايشان موثر بود سالخوردگان بودند. بيشتر مسائل ديني مد نظر بود که توام با طبيعت ساده همراه مي شد چون هنر و فلسفه چين به هند و سپس به ايران راه يافت ايرانيان مجذوب اين وظعيت گرديده و قبل از اين راه يابي به عمق روح هنر چين ، مينياتور توانست در ايران جهت زيبا کردن سفالها و کوزه هاي گلي و نقوش کاسه ها مورد استفاده قرار گيرد و تدريجا علاوه بر سنت هاي هنري، نخستين مينياتور ايران مديون هنر چين شد. لذا هنر جاي خود را در ميان مردم باز نمود و در فرمها و شيوه هاي خاص اثر گذار گرديد. زيرا هنر چين تخيل ايراني را در پرورش و توسعه آن در آنچه که گذشت چنان در خود جذب نمود که اثرات آن در کليه هنر هاي سنتي ما نيز حلول کرد و نوآوري ها را باعث گرديد. لذا در دراز مدت هنر ايراني از پين فاصله گرفت و چون نقاشي ايلخانان تيموري به صفويه رسيد، مينياتور هرات و ماوراء النهر در آن راه يافت. لذا مينياتور در عهد صفويه باقدرت شگرفي با وجود کمال الدين بهزاد شروعي تازه پيدا کرد ولي چون پس از چندي از اصفهان به هرات رفت و در خدمت سلطان حسين بايقرا و وزير او علي شير نوائي هرات مورد تهاجم ازبک ها و صفويه قرار گرفت دو باره به تبريز برگشت و آثار جديدي با امضائي که در نسخه هاي خطي بوستان و تابلو جوان را در حال نقاشي است از خود بيادگار گذاشت. در نقاشي صفحات خمسه نظامي و ظفر نامه که با شهرت او قرين است، جادوگري و سحر هنرمندانه خود را با رنگ هاي لطيف و شفاف ضمن مهارتي خاص به يادگار گذاشت.

بعد از استاد بهزاد تا عصر قاجاريه اقتباس و قدرت نمائي هنرمندان به آن صورت چشمگير نبود و از طرفي رونق هنر کلاسيک اروپا در طبيعت سازي و تقليد از اساتيد اروپا، هنر مينياتور را از قدرت و شکوه خود انداخت لذا برماست که اين هنر را برپا داريم، زيرا سنت ديرينه ايران است.

مقرنس سازي در ابنيه تاريخي مذهبي ايران

قرنيس يا قرنيز در علم بنا سازي و هنر يعني سطوح برآمده و يا فرو رفته يا در معناي ديگري پيش روي باريک در بالاي در و پنجره و همچنين شبه سايباني که در ساختمان هاي امروزي از سيمان و در قديم از آجر تهيه و بکار برده مي شده است. امروزه در شرق بنام مقرنس و در غرب به اسم موکَربَس ناميده مي شود. که از روي هم قرار گرفتن فرم هاي منشوري برجسته و گود به طرز متضاد همچون بنظر ترکيبات آهکي آويزان در سقف غارها و نيز شبيه به لانه زنبور آنرا مي توان تجسم نمود. ناگفته نماند که ابداع اين هنر توسط ايرانيان از زمان مادها رايج شده است که چون بدوران هخامنشيان رسيد بر اساس گسترش کاخ ها و معابد و اماکن مقدس تحول و تنوعي يافت که نظير آنرا ما امروز در آتشکده پازارگاد (قرن ششم قبل از ميلاد ) و کعبه زرتشت در نقش رستم مقابل مقبره داريوش کبير که هر دو از يک نوع فرم تزئيني مقرنس بهره گرفته اند خواهيم ديد.

در ساير ابنيه دوره هخامنشي مانند مقبره کوروش کبير و مدخل هاي تالار صد ستون در تخت جمشيد، مقرنس هاي ساده و کنار هم را مي بينيم که به فراواني ديده مي شوند. در ضمن بررسي روي يک ستون از مدخل هاي تالار صد ستون مقرنسي را در ميان ساير مقرنس ها مي توان ديد که هنري خاص را در خود نشان مي دهد و سطوحي که نتيجه تقاطع قيطان هاي بوجود آمده لوزي و شبيه مقرنس هاي لانه زنبوري است را نشان مي دهد. اين هنر در دوره اشکانيان و ساسانيان متداول بوده و آثار آن را مي توان در نماي طاق کسري و نوعي قرنيز يا مقرنس را در روي سر ستوني در طاق بستان کرمانشاه مورد مطالعه قرار داد. لذا در ادوار اسلامي بر مبناي توسعه اسلام و بسط امپراطوري و تزئين رو کاري هاي طاق ها و رواق ها و ايوان هاي مختلف در هر مسجد و بنايي شرائط با توجه به آنچه گفته شد، معمول بوده و با رو کش کاشي يا گچ و برش ها و رنگهاي مختلف، در انواع زير ملاحظه مي شوند.

1- مقرنس جلو آمده که در کليه آثار اسلامي و خانه ها معمول بوده است .

2- مقرنس هاي روي هم قرار گرفته در سطوح داخل و خارج .

3- مقرنس هاي معلق که بواسطه چسبانيدن مواد مختلف گچ و گاه آرماتور نمودن گچ در بدنه براي استحکام و پوشش سفال کاشي در رنگهاي هماهنگ سقف و دهليز و رواق ، به سطوح مقعر داخل بنا صورت مي گرفته و آويزان در فضا بوده است. گر چه ثبات آن کم است و امروز در معماري مدرن برآن اساس طرحهاي تزئيني را از سيمان و آرماتور پيچي بکار مي برند. ديگر مقرنسها به نام لانه زنبوري هستند که آنرا نيز هنري تزئيني و القائي بايد دانست . اين هنر گرچه در تمام ادوار وجود داشته، ولي در دوران سلجوقيان و تيموريان و ايلخانان مغول، انواع مقرنس به چشم مي خورند. لذا در مقبره شاه اسماعيل ساماني و گنبد قابوس و مسجد جامع نائين، مسجد جامع اشترخان اصفهان، مقبره سلطان محمد اولجايتو در سلطانيه، داخل تالار مدرسه حيدريه قزوين مربوط به دوره سلجوقي، مسجد جامع گلپايگان، سردرمسجد و

طاق بستان-کرمانشاه

مقبره سلطان حيدر ، زير رواق و گنبد حضرت رضا و شاه چراغ شيراز مي توان اين آثار را در انواع مختلف به چشم ديد که بعضي از شيشه هاي رنگي و سفيد و پاره اي از کاشي کاري ها در طرحهاي فرورفته و برجسته و يا بوسيله گچ بري در منازل رجال و اعيان قديم بکار رفته و همه يادآور اين هنر ملي اين سرزمين مي باشند .

این مورد را ارزیابی کنید
(276 رای‌ها)

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |