گزیده آثار نقاشی
نظرسنجی
آثار ارائه شده را چگونه ارزیابی می كنید؟
 
سخن روز
مهم نیست اگر زمین بخورید، مهم دوباره برخاستن است . ونیسنت لمباردی
فرارسیدن سال نو و آغاز سال نو را خدمت تمامی بازدیدکنندگان گرامی شادباش عرض می نماییم...
به گالری آنلاین آثار هنری محمدعلی پرواز، نقاش افتخاری پرتره های پیشکسوتان و چهره های ماندگار شيراز خوش آمديد...
غرض نقشي است كز ما بازماند / كه هستي را نمي بينم بقايي
مگر صاحبدلي روزي ز رحمت / كند در حق درويشان دعايي "سعدی شیرازی"
صفحه اصلی یادداشت های هنری 2-1 رنگ ها
غیراز هنر که تاج سر آفرینش است / بنیاد هیچ منزلتی جاودانه نیست
امتیاز کاربر: / 3
بدخوب 

روزنامه خبر جنوب -   

خصوصيات هنر ميراثهاي ارزنده درهنر

محمد علي پرواز – نقاش چهره هاي ماندگار شيراز

 

رنگ

رنگ در انواع مختلف خود ، مانند مداد، پاستل ، گواش ، آب رنگ ، و تركيبات روغني و پلاستيكي و انواع كاغذهاي نرم و خشن و صاف و اقسام خميرها مانند گل رس لوئي ، فوتك ، بوم ، قلم رديس و ماژيك ، مركبهاي مختلف ، مقوا ،تخته ، فيبر ، انواع پارچه هاي كنفي ، پنبه اي وكتاني ، رنگهاي ماژيكي ، قلم موهاي نرم وخشن ، كاغذهاي رنگي ، كاردك ، سه پايه ، بروسهاي پهن و باريك ، پارچه و كاغذهاي كهنه ، خار ، برگ درختان ، حبوبات ، سيم و مفتولهاي نازك در اقسام مختلف ، بند و ريسمان ، سريش ، چسب ، چوب كبريت و هر اشياء زائدي كه در تركيب يك كار هنري موثرند، ميتواند وسيله ابداع جهت تحريك علاقه كودكان و جوانان باشد.

 

در اينجا بعد از توضيح فوائد هر يك از ابزار و اشياء ، لازم به ذكر است كه وجود اين امكانات و ابزارها ، باعث علاقمندي و ذوق وخلاقيت كودك خواهد شد. و از جهتي تعليم و تربيت صحيح وي در خانواده و محيط آموزش را نميتوان ناديده گرفت . و بايد در جهت اميدواري ، استعداد كودك رادريافت کرد.و تشويق و ترغيب نمود. و پيشرفت اورا مد نظر قرار داد . كه بر اصل آزادي فكر و هدايت صحيح ، اشياء ميتوانند ، عواملي باشند ، ميان فكر و پرورش افكارآنان . زيرا كودك كنجكاو ، در برخورد با آن اشياء فكر مي كند ، تا ازتركيب آنها در يكديگر چيزي را نشان دهد ، كه تازه و جديد باشد. و آنچه را كه فراهم مي كند معرف شخصيت و برداشت و تخيل انتزاعي او باشد. كه در اين مورد، به ما موضوعي را القا خواهد كرد. يعني اشياء واسطه شناخت فكر و رابطه كودك با جهان خيال و انديشه و ذوق او بوده ، تا با نشان دادن و عرضه غرور ، خود را ارضا، سازد و مورد توجه همگان قرار گيرد.

 

درطبيعت همه چيز با رنگ توأم است

رنگ را نور به ما نشان ميدهد. و پيوند آدمي به طبيعت ناشي از حركات خط و رنگهائي است كه در هر لحظه از زمان درعين ثابت بودن تغيير مي يابند. و گردش منظم نور در جهان هستي در ديد ما در بهار وتابستان و پائيز و زمستان با تغييراتي بي نهايت ولي در حد كاملا زيبا و خيال انگيز .آدمي را در برخورد با اين همه تغيير و نظم به تفكرواميدارد. و از آن الهام مي گيرد وعكس العملها در غالب هنر يا هنري تجسمي و يا هنري القائي و يا تزئيني و يا تخيلي انتزائي با ويژگيهايش پديدار مي شود. كه هميشه در حال تغيير مي باشد. و سبكها و روشها را به وجود مي آورد و خستگي بشر را به زندگي و زيبائيها و جلوه آنرا در شعر و موسيقي و نقاشي و قاليبافي و مينياتور و هر گونه هنري در ادوار حياط انسان نشان مي دهد. اصل رنگ در آن همه بي نهايت ، بر پايه رنگهاي زرد ، قرمز و آبي و سفيد و سياه استوار است . و اين بي نهايت برحسب نظمي معين تغيير و با حسابي دقيق در چشم و خيال و انديشه ما ، فضائل و حكمت و فلسفه و هنر و ادبيات و جمال شناسي را در جلوه هائي خاص بوجود مي آورد.

طبيعت با كوههاي سر به فلك كشيده و جنگلهائي انبوه و گلهائي وحشي و زيبا و نباتات و موجودات مختلف ، همه وهمه از نظر خلقت و نظم ، از رنگها دور نيستند و با رنگ همراهند.( رنگها به عقيده ويلدورانت ، غمها و اندوهها را از بين مي برند و ما را از امور جزئي و زود گذرزندگي ، به جهان كلي و ابدي مي كشانند) و از اينرو در سنين مختلف ازابتداي زندگي ، جهان مرعي و ظاهري را با رنگهائي متنوع مي بينيم.و به عقيده طبيعت ، اين يك خود آموزي است كه در جلوه هاي مختلفش ما را به جهان حقيقت مي كشاند. و جذابيتي كه رنگها از خود بروز مي دهند مي توانند، واسطه ارتباط عقل و انديشه آدمي به جهان و خالق باشند و ما را به دنيائي رهنمون كنند، كه عاطفه و محبت در آنجا به حد كمال وجود دارد و از بدي خبري نيست .

خط:

خط در طبيعت داراي توازن و(ريتم Rhythm     ) است وميدانيم كه از برخورد دو خط نقطه وفاصله بين دو نقطه خط و از تلاقي سه خط حجم حاصل مي شود و از در هم آميختگي رنگها جهت تعيين سايه روشنها ، حجم را به ما القا مي كند و( تون tone     ) كه به معني حالت و ته رنگ و سايه روشن و لحن و آهنگ است ، رنگها را در طبيعت و در ديد ما تجسم كامل مي بخشد. و رنگ چون بر خط اضافه شود ، طبيعت را زيباتر به ما نشان مي دهد. ما رنگها راتقريبا در طبيعت واضح مي بينيم ( دوربين عكاسي دقيق تر از ديد آدمها رنگ را مي شناسد ومي بيند) لذا درصورتيكه كودكان را در انتخاب رنگ آزاد گذاريم ، درخت را سبز و آتش فشان را سرخ و آسمان را آبي مي كشند . زيرا اين شناخت ، طبيعي است كه در هنر كلاسيك جلوه گري مي كند. در صورتيكه در قرن ما هنر هاي مدرن ، رنگها را به نوعي ديگر نشان مي دهند. رنگها در (تون) ، از ارزشهائي كه همراهي و علاقه مشترك ما با انسانهاي ديگررا نشان ميدهد ، ناشي مي شوند . و گاه از زندگي نا خود آگاه ما سر چشمه مي گيرند، و به مفهومي ديگربه بررسي معاني و مفاهيم كلي ، نه آن چيزي را كه مي بيند و احساس مي كند ، بلكه انتقال واكنشهاي عاطفي هنرمند را به ديگران يادآور مي شود. ناخود آگاه از آن جهت است كه با ارزشهاي فلسفي كه از وسعت و عمق نبوغ هنر مند در حركت خطوط و رنگ بر مي خيزد و مي نشينند توام ميشود.

جالب آنست كه آدمي در برخورد با آن از دوران كودكي با مطا لعه رنگ و طبيعت براين اصل كه هر انساني ذاتا هنرمند است ، مافه الضمير، واكنشهاي روحي و دروني خود را در قالب خطوط ورنگ به صورت نقشهائي بيان مي كند. و چنانچه نقش و طرح در اثرآموزش صحيح حاصل شود و احساس تعليم ديده بتواند از ذهن و انديشه خود نقشي را با رنگ نشان دهد ، با ارزش خواهد بود. نقشها بر روي اشياء رنگين القا كننده هنر و ظرافت و زيبائيند. زيرا اثر هنري آن نقشي را كه متاثر از حساسيت باشد و رنگها در طبيعت آن حساسيت و روح ظرافت را در آدمي به وجود مي آورد ، زيبائي شناسي آن معنويت و صفاي باطني است كه ، از جنبه فلسفه و اخلاق ، در اثر مطالعه رنگها و شناخت آن زيبائي در اثر، تركيب و تجزيه و تحليل و درك و احساس عملي رنگ را در ما تدريجا رشد مي دهد. و محبت وعاطفه را در آدمي بارور مي سازد . ازينرو شناخت عملي رنگ و ترسيم خطوط رنگي و طرحهاي آميخته به رنگ كه با مشاهده و عمل براي كودكان مفيد خواهد بود ، عامل القائي معنويت و اخلاق است.

هنر انسانهاي ابتدائي :

هنر انسانهاي ابتدائي ، با رنگ و نقش و خط و آرايشهاي صوري توام بوده است . زيرا نگرشهاي طبيعي آن انسانها در طبيعت ، آرايشهائي بوجود آورد ، كه معياري بر بيان صادقانه حالات عاطفي آنها بوده است. و ابتدائي ترين شكلي كه بشر ابتدائي از خود بجا گذاشته ، همانا جلوه حيات و زنده ترين شكل است .بهمين منظور آن مردمان حدود و زمان و مكان خود را با رنگ ساده و خط مشخص نموده اند و آن خطوط بازمانده، گوياي آن هستند كه تدريجا تاثيررنگها درژن ، متدرجا بصورت يك قاعده در آمده است. تحول تدريجي و مطالعه بشر در ادوار اوليه ، تدريجا جنبه (پويش و ديناميك ) به خود گرفته ، او را به سوي وحدت وحالات خط ساخت و در اجتماعات متمدن تدريجا هنر اورگانيك به وجود آمد. اورگانيك همان هنر بدوي انسان اوليه است. اورگانيك به معني متشكل – آلي و داراي سازمان تعريف شده است . كه تدريجا با ارتباط به فن و ملازمت و همراهي به تمدن ، نخستين بار در يونان برتري خود را نشان داد. زيرا از نظر نژادي و موقعيت طبيعي ، يونانيان داراي ذهني قوي و صاحب تفكري عالي بودند و هنر بدوي آنها را راضي نمي نمود . از اينرو به كمك محاسبات و حركت و نقش ، هنر خود را در حد كلاسيك نشان دادند.

ارگانيك را هنر هندسي بايد دانست. از اينرو در دوره هاي اسلامي كه سبك عربي بواسطه آنكه داراي ذهن رياضي بود ، در جنبه تزئيني پذيرفته شد. و در دوره هاي نهضت رنسانس ، هنر در اروپا استيل و سبك اورگانيسم كه نماينده جنبه هاي طبيعي و انساني است ، به تجلي رسيد. و تاثير آنرا بايد دخالت هنرهاي انتزاعي مسلمين در اثر جنگهاي صليبي در اروپا دانست.

رنگها را مورد بررسي قرار ميدهيم :

رنگها برحسب آنكه نقش و خط و رنگ و آميزشها در كم و كيف هاي مختلف در كودكان دخالت مستقيم دارد مورد بررسي قرار مي گيرند.

رنگهاي اصلي زرد ، قرمز ، آبي ، سياه و سفيد هستند. در جدول زير تركيب دو بدو هر يك از رنگها را چنانكه به نسبت غلظت آنها در هم تركيب نمائيم سه رنگ به دست ميآيد.

1- از تركيب زرد و قرمز، نارنجي بدست ميآيد.

2- از تركيب آبي و قرمز ، بنفش

3- از تركيب زرد و آبي سبز بوجود مي آيد.

اين سه رنگ را كه سبز و بنفش و نارنجي هستند رنگهاي فرعي مي گويند.

تركيب سياه و سفيد را اگر به دلخواه در غلظت و ضعف هريك تركيب نمائيم نوعي خاكستري حاصل خواهد شد. و در حالتي ديگر قرمز و زرد و آبي در حالت تركيب بهم خاكستري را حاصل مي نمايند. و با تركيب اين خاكستري و رنگهاي فرعي با رنگ سفيد انواع رنگهاي فرعي را بصورت كم رنگ تر نشان مي دهد. و با تركيب سياه ، انواع رنگهاي تيره و كدر را مي سازد.

براي مثال از ترکيب رنگ زرد و قرمز، رنگ نارنجي و آبي و قرمز ، رنگ بنفش و زرد و ابي ترکيب زيباني به نام رنگ سبز را حاصل مي نمايند. که در نتيجه اين سه رنگ بدست آمده رنگهاي فرعي حاصل شده است.

مثالي ديگر در مورد ترکيب رنگ سياه و سفيد در اندازه هاي متفاوت ، خاکستري را بدلخواه مي توان بدست آورد. که مي توان با ترکيب اين خاکستري و رنگهاي فرعي با رنگ سفيد ، انواع رنگهاي فرعي کم رنگتر بدست آيد. و در اثر ترکيب با رنگ خالص سياه انواع رنگهاي تيره حاصل شوند.

ما مي دانيم که هرمادررنگ در حالت معمول ، اشباع مي باشد و هر چه اندازه سفيد را در هر کدام از رنگها ، اعم از فرعي يا اصلي و خاکستري ، کم يا زياد کنيم از اصالت و اشباع بودن رنگ مي کاهد.

رنگها معمولا داراي خصوصيت هاي منحصر مي باشند.

1- کيفيت رنگ:

کيفيت رنگها برحسب نام رنگ است که برروي هر کدام مي گذاريم مانند زرد، قرمز ، سبز ، آبي ، بنفش ارغواني و رنگهاي ميان رنگ .

2- روشني رنگ :

که عبارت از مقدار کميت آن است در روشني و تيرگي .

3-اشباع رنگ :

که غلظت رنگ را در زمان اصالت رنگ نشان مي دهد.

سفيد رنگي است بدون کيفيت و به قولي بي رنگ محسوب مي شود.

ترکيب رنگهاي فرعي با هر يک از رنگهاي اصلي چه در حد اشباع يا ضعف ، مي توانند رنگهاي بي شماري را بدست بياورند که از نظر کيفيت و روشني و تيرگي به رنگهاي متمم يا مکمل اتلاق مي شوند. در اين حالت اگر ترکيبات مختلف را در ضعف و شدت زرد و قرمز و آبي ، سفيد و خاکستري و فرعي را که بازده ترکيب رنگهاي اصلي هستند با اصل رنگ مخلوط کنيم ، در نتيجه بي نهايت رنگ بدست خواهد آمد.

رنگهاي گرم :

هر رنگي که با رنگ زرد ترکيب شده باشد، مانند زرد نارنجي ، طلائي ، اکر يا رنگ خردلي ، نارنجي و نارنجي مايل به قرمز ( قرمز باز يا روشن ) ، قرمز بنفش مايل به گل خاري رنگ گرم ناميده مي شوند. متذکر مي گردد که رنگ سبزکا از ترکيب رنگ زرد و آبي مي باشد را مي توان به خاطر وجود رنگ زرد در مخلوط آن به رنگهاي گرم اضافه نمود. لازم به ذکر است که ترکيب هر رنگ گرم با رنگ سفيد باعث روشنائي آن رنگ گرديده اما در نايت اصالت رنگ گرم را از دست نخاهند داد. که مي توان اين گرمي را در دايره رنگي بخوبي احساس نمود که از نظر امواج نوري هم غني مي باشند.

رنگهاي سرد:

رنگهاي سرد به رنگهائي گفته مي شود که با آبي ترکيب شده باشند.( بجز رنگ سبز که ترکيبي از آبي و زرد مي باشد) . مثل آبي متمايل به سبز يا به قول عوام رنگ زنگاري ، ارغواني متمايل به آبي ، آبي نيلي و لاجوردي .

براي نتيجه گيري ، اگر رنگهاي سرد و گرم را يکدرميان کنار يکديگر قراردهيم ، تضاد و انفصال رنگها به خوبي قابل حس خواهند بود.

تضاد در يک تابلو نقاشي عامل موثري درذهن بيننده بوجود مي آورد که ميتوانداشيائ موجود و يا موضوعهاي مختلف يک تابلو را مشخص نمايد.

رنگهاي متصل و مرتبط مانند زرد و نارنجي ، قرمز روشن و قرمز و بنفش مايل به قرمز در يک عامل به هم مشترک مي باشند( رنگهاي سردو گرم ) .

رنگهاي کم رنگ و سايه هاي ملايم در يک اثر هنري که مقدار رنگ سياه و سفيد آنها زياد است ، به بيننده سستي و افسردگي را القا ء مي کند .

تضاد رنگ را مي توان به سه عامل آزمايش نمود

1- کنار هم قرار دادن دو صفحه سفيد و سياه که تضاد در آنها مشهود است . مثلا اگر نوار يا صفحه خاکستري را روي آن دو صفحه قرار دهيم اثر تضاد را دررنگ خاکستري و سفيد به خوبي خواهيم ديد. در حاليکه آن قسمت از خاکستري که روي صفحه سياه قرار دارد ، به خوبي اثر تضاد را مشخص نمي کند. تضاد رنگ همان گونه که در رنگهاي فرعي وجود دارند، در رنگهاي متمم و مکمل که قبلا بررسي گرديد، قابل توجه مي باشد.

نور و رنگ :

خورشيد منبع نور و گرما است و ستارگان در حد بينهايت خود نوراني و گرما زا مي باشند. و بعلت بعد زياد مسافت ، ما آنها را بسيار کوچک مي بينيم . و در شب که آسمان صاف است ، هزاران ستاره نوراني را مي بينيم که آنها از ميليونها ستاره ديگر تشکيل شده اند. که در اثر فاصله زياد با تلسکوپهاي عظيم مشاهده خواهند شد. شعاع تابش خورشيد مستقيم و برحسب گردش در طلوع و غروب کماني را در آسمان نسبت به خط افق pکه محل تلاقي آسمان و زمين است طي مي کند . ازاينرو شعاع بينهايت خورشيد نسبت به ما يا هر جسمي که رنگين است در زواياي مايل و درجات مختلفي ديده مي شوند. علت اين پديده سايه و نيم سايه هاهستند و بشر اوليه نيز از حرکت سايه درختان طول زمان روز را مشخص مي کرد. نور خورشيد وسيله ادامه حياط انسان مي باشد. لذا در دوره هاي اوليه پيشرفت تمدنها و در مسير ترقي آدم ابوالبشر مظهري از نيکي بوده و مورد پرستش قرار مي گرفته است.

با توسعه معارف انساني در اثر علم و دقت بشر به ماهيت و کيفيت نورهاي تازه اي دست يافت و از طريق اختراع آتش که خود اولين مطالعه عملي بوده آن را ياري نمود که در پرتو ش به کارهاي روزانه خود بپردازد. در عصر صنعتي شدن و پيشرفت سريع صنعت بر حسب مطالعه و تحقيق ، نورهاي مصنوعي به بازار جهان عرضه گرديد و اديسون لامپ را کشف نمود و چراغهاي لامپ دار گازي در نورهاي الوان ساخته شدند. لذا مطالعه در کار اساتيد قرن هفدهم در هلند (رامبرانت)نور عامل موثري در اثر پژوهش قرار گرفت و ادامه آن در قرن نوزدهم ، آمپر سيونيستها را برآن داشت که با استفاده از تجربه نور ، رنگهاي طيف را ملاک عمل در هنر خود قرار دهند. بهمان ترتيبي که حرارت تدريجي و مداوم بريک ميله فلزي تا حرارتي معادل 1500در جه سانتي گراد از ميله فلزي نوري سفيد متسائد شده و در درجات بيشتر طيف حاصل خواهد شد.در اين قرن نيوتون با عبور دادن نور از منشوري ، بلورين تجزيه نوررا در هفت رنگ و نورهاي بنفش ، نيلي ، آبي ، سبز ، زرد ، نارنجي و قرمز را بدست آورد بهمين ترتيب که چون يکسري اشعه با زاويه مايل در منشور شکسته شده و به ته منشور نزديک مي شوند و چون خارج گردند، باز هم در حالت شکسته و پراکنده اندو قوس و قزح يا رنگين کمان در طبيعت همين برخوردو شکست و تجزيه نور است در قطرات باران در فضا . حال بايد بررسي نمود که اين پرتو افکني ، چگونه حاصل ني شود. و چه عواملي در اثر حرارت يا تحريک الکتريکي ، اتم ها و گازهاي مختلف و مواد معدني گوناگون را بوجود مي آورند.

اگر انرژي و نيروي لازم به الکترونهائي که در اطراف هسته مرکزي يعني پرتونها و نوترونها بدهيم به سرعت الکترونها افزوده مي شود و مدار آنها تغيير مي کند و به ترتيب مدارهاي خود از هسته مرکزي دور مي گردند. ولي نيروي جاذبه هسته مرکزي از دور شدن زياد الکترونها ممانعت نموده و آنها را به مدار اصلي خود باز مي گرداند. دراين برگشت انرژي که الکترون ها گرفته اند بناچار از دست مي دهندتا به مدار خود با انرژي کمتري برگردند. انرژي آزاد شده حاصل همان انرژي نوراني است که از ماهيت ذره اي و موجي برخوردار است. اين ذرات با سرعت بسيار يعني 300 هزار کيلومتر در ثانيه باطراف پراکنده مي شوند .لذا آنها را فوتون مي نامند.

الکترونهائي که در مدار خارجي مدار با نيروي زياد قرار دارند از انرژي بيشتر برخوردار است و نورهائي با طول موج کوتاه را بوجود مي آورند.و الکترونهاي مدار داخلي (مداري با انرژي کمتر) نورهاي طول موج بلند بوجود مي آورند. نورهاي جسم منير خورشيد بلند ترين طول موجش 75/0 ميکرون مربوط به رنگ سرخ و 4/0 ميکرون در کوتاهترين طول موج مربوط به بنفش است. در تغيير رنگ نور مربوط به تغييراتي است که در ساختمان اتمي ماده ميشود که باعث پيدا شدن رنگهاي گوناگون مي شود که آنرا درلامپهاي نئون به خوبي مي توان مشاهده نمود. نور افشاني رنگين اين نئونها منوط به نوع گازي است که در داخل لامپ مي باشد. گاز نئون سرخ رنگ آبي به نام زنن و آرگون بنفشي کم رنگ توليد مي کند . اشعه ماوراء بنفش در موقعيتهائي باعث نور افشاني بعضي از مواد معدني شده و نور غير مرئي ماوراء بنفش به نور مرئي تغيير مي کند.

بايد يادآور گرديد که اشعه مادون قرمز و ماوراء بنفش قابل رويت نمي باشند. بنابراين در اصل نور خورشيد سواي هفت رنگ ، به نه نور و رنگ تجزيه مي شود. گرماي خورشيد مادون قرمز يا اشعه حرارتي را از طريق لامسه قابل تشخيص نموده وتاثيرآفتاب و سوختگي در کنار دريا و ارتفاعات بلند ، حاکي از وجود اشعه ماوراء بنفش روي پوست و سلولهاي بدن است.

براي آزمايش و تشخيص ، کاغذي را که آلوده به کلريد نقره است، اگر به ترتيب در برابر رنگهاي هفتگانه طيف قرار دهيم ، ملاحظه مي گردد که از جهت قرمز و بنفش ، کاغذ آلوده و تيره مي شود. و در ماوراء بنفش که نوري ديده نمي شود ، کلريد نقره تيره مي گردد. اگر آزمايش طيف را که منجر به هفت رنگ گرديده و به آن اشاره گرديد، آزمايش را برعکس و معکوس سازيم ، مي بينيم با ترکيب نورهاي مختلف طيف ، دوباره رنگ سفيد را بدست خواهيم آورد. يا آنکه رنگهاي نوراني طيف را در سطح دايره اي قرار دهيم و باسرعتي مانند حرکت پنکه بحرکت در آوريم رنگ سفيد را به وضوح خواهيم ديد. و يا با دو روش تفريحي و ترکيبي ، رنگ سفيد را بدست خواهيم آورد . در داخل سه دايره که مرکز آنها رئوس يک مثلث متساوي الاضلاع است ، برابر با شکل ، دايره Aرنگ قرمز و دايره C     رنگ سبز و در دايره B     رنگ آبي قرار دهيم ، حد وسط را سفيد و ناحيه 1 را از ارغواني و ناحيه 2 را زرد و قسمت 3 را آبي فيروزه اي ، لذا محل 4 را سفيد خواهيم ديد.

 

 

 
اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.
آمار بازدید کنندگان
98امروزmod_vvisit_counter
282دیروزmod_vvisit_counter
3105هفته گذشتهmod_vvisit_counter
11905ماه گذشتهmod_vvisit_counter
246981کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

آی پی شما :: 50.19.144.243
 , 
امروز: 05 ارديبهشت 1393
 9 بازدیدکننده آنلاین
عضویت در خبرنامه